داستان سیدحسن نصرالله ـ ۵۴|شیعیان لبنان؛ سودای عدالت در سایه بحران هویت!
خبرگزاری تسنیم در مجموعه مقالاتی به بازخوانی «زندگی و زمانه سیدحسن نصرالله» رهبر شهید و اسطورهای حزبالله لبنان و مقاومت میپردازد. در این قسمت، به «وضعیت شیعیان لبنان در جریان قیام ۱۹۵۸ و تغییرات بزرگ اجتماعی در عصر حکومت فؤاد شهاب» میپردازیم.
خبرگزاری تسنیم به بازخوانی فراز و نشیب زندگی رهبران مقاومت اسلامی لبنان میپردازد. در این خصوص، حیات سیدحسن نصرالله دبیرکل شهید و اسطورهای حزبالله لبنان و نقش وی در بالندگی محور مقاومت با عنوان «زندگی و زمانه سیدحسن نصرالله» در قالب مجموعه مقالاتی منتشر خواهد شد.
تاکنون چهار فصل از این مجموعه منتشر شده است. فصل نخست به دوران کودکی و نوجوانی سیدحسن نصرالله اختصاص داشت. فصل دوم به ریشهیابی علل شکلگیری جنگ داخلی لبنان میپردازد. فصل سوم به مرور مهمترین رویدادهای تاریخی تا وقوع جنگ داخلی لبنان و مهاجرت خانواده سیدحسن نصرالله به خاستگاه خانوادگی خود در حومه شهر «صور» اختصاص یافته است.
فصل چهارم به ورود سوریه به جنگ داخلی لبنان میپردازد. در این فصل، بحث ورود نظامی مستقیم سوریه به لبنان و تأسیس میلیشیای «قوات» مورد بررسی قرار گرفته است. در پایان این فصل به روبرویی مستقیم ارتش سوریه با قوات، موسوم به «جنگ صد روزه»، پرداخته شده است.
ullam لبنان دارای یک ضلع بسیار مهم دیگر بود: «شیعیان». این جامعه، بومیان این منطقه بوده و بزرگترین یا دست کم یکی از بزرگترین طوایف لبنان به حساب میآمدند. با این حال، تا دهه ۱۹۶۰ تا حد زیادی محروم از «تشخص» بالایی بودند. اما با ورود سید موسی صدر، شیعیان به یکی از بزرگترین بازیگران عرصه سیاست و اجتماع لبنان تبدیل شدند.
سال ۱۹۵۸ را باید یکی از نقاط عطف در شکلگیری جنبش(های) سیاسی شیعی لبنان دانست. در این سال، علامه سید عبدالحسین شرف الدین درگذشت و همچنین قیام مسلمانان و پانعربها رد شد. شیعیان در این بحران، برخی در صف حامیان الحاق لبنان به «جمهوری متحد عربی» و برخی دیگر در کنار دولت قرار گرفتند. این مسئله نشاندهنده شکاف قدیمی بود که میشد یک عنصر مشترک میان هر دو جناح مشاهده کرد: تلاش برای برسازی هویت مستقل شیعی و دستیابی به عدالت و برابری شهروندی.
در دوران شهابی، دولت برای اولین بار به مناطق محروم توجه کرد. تأسیس وزارت رشد و توسعه اجتماعی و اجرای پروژههای عمرانی و خدمات اجتماعی نمادین بود. این اقدامات، اگرچه محدود، عمق عقبماندگی مناطق شیعهنشین را آشکار کرد. این آگاهی جدید، موتور محرک موج دوم و شدیدتر مهاجرت شیعیان به پایتخت شد.
دوران شهابی به تضعیف ساختارهای سنتی قدرت در جامعه شیعه کمک کرد. فرصتهای شغلی جدید، طبقه متوسط جدیدی را پدید آورد که وفاداریشان به دولت بود. این تحول، انحصار زعامتهای سنتی را به چالش کشید و خلأ رهبری ایجاد کرد. این وضعیت جوانان شیعه را مستعد پذیرش ایدئولوژیهای رادیکال کرد.
با پایان دوره شهابی، شیعیان خود را در یک خلأ عمیق یافتند. رهبران سنتی ناکارآمد بودند، دولت مرکزی ضعیف شده بود، و ایدئولوژیهای چپگرا، جوانان شیعه را به «سیاهی لشکر» خود تبدیل کرده بودند. این جامعه که آگاهتر، شهریتر و در عین حال سرخوردهتر از همیشه بود، به شدت نیازمند رهبری بود که بتواند هم هویت دینی-فرهنگی آنها را احیا کند و هم مطالبات اجتماعی و سیاسیشان را در چارچوب دولت لبنان سازماندهی و پیگیری نماید.
سید موسی صدر با حضور خود در صحنه عمومی، مرحلهای جدید و سرنوشتساز در تاریخ شیعیان لبنان آغاز کرد.
این مطلب بدون برچسب می باشد.




